شهادت امام موسی کاظم (ع) تسلیت باد

سخنی گهربار از هفتمین امام همام و نهمین معصوم مظلوم، امام موسی کاظم (ع):

کم گویى، حکمت بزرگى است، بر شما باد به خموشى

که شیوه اى نیکو و سبک بار و سبب تخفیف گناه است.

شهادتش تسلیت و تعزیت

قرآن و دعوت به توشه آخرت

 

يكى از صحابه به نام جرير می‏گويد: در محضر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بودم، ناگهان عده‏ اى از رزمندگان اسلام كه شمشير حمايل كرده و آماده جهاد در راه خدا بودند وارد شدند، اما لباس درستى كه بدن آنها را بپوشاند نداشتند. هنگامى كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله آثار نياز و گرسنگى را در چهره آنها مشاهده كرد، از ناراحتى، رنگ صورتش تغيير كرده و به مسجد آمد (و مردم را جمع كرد) و بالاى منبر رفت و پس از حمد و ثنا فرمود: خداوند اين آيه را نازل كرده است:

يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ (59حشر/18)

اى مؤمنان از خداوند پروا كنيد و هركس بنگرد كه براى فردا چه پيش ‏انديشى كرده است، و از خداوند پروا كنيد، چرا كه خداوند به آنچه میكنيد آگاه است.

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد از خدا بترسيد، و بايد هر كسى بنگرد كه براى خود چه پيش فرستاده است، و از خدا بترسيد و پرهيزكار باشيد كه بى گمان خداوند به كارهاى شما آگاه است.
سپس افزود: انفاق كنيد قبل از آنكه قدرت انفاق از شما سلب شود و صدقه بدهيد قبل از آنكه مانعى پيش آيد، آنها كه دينار و درهم دارند، دينار و درهم بدهند، آنهاكه گندم يا جو دارند همان را بدهند و چيزى را از انفاق كوچك نشمريد هر چند به اندازه نصفى از يك دانه خرما باشد. مردى از انصار برخاست و كيسه‏ اى پر از پول به دست مبارك رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله داد، بطورى كه آثار خوشحالى در چهره آن حضرت نمايان شد و فرمود: هركس "سنت حسنه" بگذارد و مردم به آن عمل كنند اجر و پاداش تمام كسانى كه به آن عمل كنند نصيب او خواهد شد، بى آنكه از پاداش آنها چيزى كاسته شود و هركس "سنت سيئه‏ اى" بگذارد گناهى همانند گناه كسانى كه به آن عمل مى‏كنند به او خواهد رسيد بى آنكه از گناهان آنها كاسته شود. مسلمانان برخاستند و هركس هر چه توان داشت از دينار و درهم و لباس و خوراك آوردند و كمك قابل ملاحظه‏ اى از نقدى و عير نقدى در نزد حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله جمع شد و آن حضرت آنها را در ميان نيازمندان تقسيم كرد. به اين ترتيب مى‏بينيم مسلمانان، علاوه بر آمادگى رزمى آمادگى اقتصادى نيز داشتند. مجاهده با مال می‏كردند، تا نيروهاى اسلام در اين جهت كمبود نداشته باشند و در نتيجه بهتر بتوانند جهاد و دفاع بكنند.

رسول نور

فهم قرآن از ديدگاه شهيد مطهري

 

سيد موسي صدر

استاد شهید مرتضی مطهری

 

مسأله فهم قرآن پيشينه اى بس دور در تاريخ تفكر مسلمانان دارد. تلاش هاى تفسيرى با سابقه اى هزار و چند صدساله بهترين گواه اين ادعاست.

از سوى ديگر, نگاه اجمالى به اين تكاپوى پيوسته نشان مى دهد كه اولاً فهم قرآن يك مسأله تمام شده در گذشته نيست, بلكه يك جريان ممتد و پيوسته در زمان است كه از گذشته تا حال ادامه داشته و درآينده نيز ادامه خواهد داشت. ثانياً برآيند اين جريان نه يك ديدگاه يگانه نسبت به مفاهيم قرآن, كه مجموعه اى از فهم ها و برداشت هايى است كه در برخى موارد همسان و در بعضى ديگر ناهمگون هستند.

براى پژوهشگرى كه از بيرون به فرايند تفسير مى نگرد, نسبت به اختلاف آراء و تفاوت و تعدد فهم ها, پرسش هاى چندى مطرح مى شود, مانند اين كه عوامل و زمينه هاى پيـدايش اين تعدّد و تنوع فهـم هـا چيـست؟ آيـا فهم هاى گوناگون, يك ضرورت اجتناب ناپذير بوده است يا مى توان همه فهم ها را در يك فهم فرو كاست؟ آيا فهم هاى متعدد همه درست و مطابق با واقع اند يا برخى صحيح و برخى ديگر خطاست؟ آيا معيارى براى تشخيص و گزينش فهم درست از نادرست وجود دارد يا خير؟ و پرسش هاى ديگ رى از اين دست.

در اين نوشتار برآنيم تا ديدگاه شهيد مطهرى را به عنوان كسى كه در عمر پربركتش هم از قرآن سخن گفته است و هم درباره آن, بررسى كنيم و ببينيم ايشان به پرسش هاى فوق چه پاسخ هايى داده اند. اما پيش از آن بى مناسبت نيست تا گذرى كوتاه به برخى ديدگاه هاى مطرح شده از سوى متفكران غربى درباره فهم و تفسير متون به طور كلى و متون مقدس به طور ويژه داشته باشيم, تا از اين طريق پيوستگى ديدگاه هاى شهيد مطهرى با مباحث امروز آشكار گردد.

ادامه نوشته

قرآن، من شرمنده تو ام

 

 

قرآن! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند "چه كس مرده است؟" چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است.

قرآن! من شرمنده توام اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام. یكی ذوق میكند كه ترا بر روی برنج نوشته،‌ یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده،‌ یكی ذوق میكند كه ترا با طلا نوشته،‌ یكی به خود میبالد كه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ...! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم؟

قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان كه ترا می خوانند و ترا می شنوند،‌ آنچنان به پایت می نشینند كه خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند. اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند "احسنت ...!" گویی مسابقه نفس است ...

قرآن!‌ من شرمنده توام اگر به یك فستیوال مبدل شده ای حفظ كردن تو با شماره صفحه،‌ خواندن تو از آخر به اول،‌ یك معرفت است یا یك ركورد گیری؟ ای كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند،‌ حفظ كنی، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نكنند.

خوشا به حال هر كسی كه دلش رحلی است برای تو، آنانكه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می كنند،‌ گویی كه قرآن همین الان به ایشان نازل شده است.

آنچه ما با قرآن كرده ایم تنها بخشی از اسلام است كه به صلیب جهالت كشیدیم


از دكتر علي شريعتي؛ كتاب پدر، مادر، ما متهميم

قرآن حکیم از منظر امام رضا علیه السلام

کتاب "قرآن حکیم از منظر امام رضا علیه السلام" تألیف آیت الله جوادی آملی در سال 1381 توسط انتشارات دار الاسراء به چاپ رسیده و موضوعاتی مانند قرآن علمی و عینی، راه شناخت قرآن، موانع شناخت قرآن، تفاوت تدبر در قرآن، تشویق قرآن به تحصیل برهان عقلی و دریافت شهود قلبی را از دیدگاه امام هشتم شیعیان مورد بررسی قرار داده است.
متن اصلی کتاب به زبان عربی و با عنوان علی بن موسی الرضا و القرآن الحکیم بوده که توسط زینب کربلایی به فارسی ترجمه شده و آیت الله جوادی آملی در پیشگفتار و معرفی اجمالی این کتاب فرموده اند:
"این کتاب خلاصه اى است درباره ى قرآن حکیم در پیشگاه امام هشتم حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام تا بدین وسیله مقام منیع حضرت در پرتو نور قرآن کریم آشکار گردد و از طرفى معارف عالى قرآن حکیم با بیان این قرآن ناطق روشن گردد.
چون سرچشمه و مسیر و مقصد آن دو یکى است؛ همان گونه که آن دو همواره با حق همراهند و هرگز از یکدیگر جدا نمى شوند.
این کتاب را براى دومین کنگره ى بین المللى امام رضا علیه السلام نگاشته ام که در ماه ذى القعده سال ۱۴۰۶ ه ق در جوار ملکوتى آن حضرت در مشهد مقدس برگزار گردید. مرقد ایشان بهشتى است که در آن درختان طوباى معرفت غرس گردیده است ، درختانى با شاخه هایى که لحظه به لحظه به اذن پروردگار خویش ثمر مى دهند.
ساختار این کتاب در یک بوستان و چند بهشت سامان یافته است . مباحث مربوط به خود قرآن در بوستان مطرح مى شود. شرایط و موانع شناخت قرآن نیز در بهشت ها بیان مى شود؛ افزون بر آن که در این بهشت ها، معارف به دست آمده از قرآن نیز طرح مى شود، همه ى این معارف ، جز بعضى از موارد خاص ، با توجه به سخنان نورانى حضرت رضا علیه السلام بررسى مى گردد."
 
 

فضيلت ميهمان بر ميزبان

 

محمّد بن قيس حكايت كند:
روزى در محضر مبارك امام جعفر صادق عليه السلام نام گروهى از مسلمانان به ميان آمد و من گفتم: سوگند به خدا، من شب ها شام نمى خورم، مگر آن كه دو يا سه نفر از اين افراد با من باشند؛ و من آن ها را دعوت مى كنم و مى آيند در منزل ما غذا مى خورند.
امام صادق عليه السلام به من خطاب كرد و فرمود: فضيلت آن ها بر تو بيشتر از فضيلتى است ، كه تو بر آن ها دارى.
اظهار داشتم: فدايت شوم، چنين چيزى چطور ممكن است؟!
در حالى كه من و خانواده ام خدمتگذار و ميزبان آن ها هستيم؛ و من از مال خودم به آن ها غذا مى دهم؛ و پذيرائى و انفاق مى نمايم!!
حضرت صادق عليه السلام فرمود: چون هنگامى كه آن ها بر تو وارد مى شوند، از جانب خداوند همراه با رزق و روزى فراوان ميهمان تو مى گردند و زمانى كه خواستند بيرون بروند، براى تو رحمت و آمرزش به جا خواهند گذاشت.


محجّة البيضاء: ج 3، ص 33

چهل حدیث منتخب از امیرالمومنین علیه السلام

 
1ـ قالَ الاْمامُ علىّ بن أبي طالِب أميرُ الْمُؤْمِنينَ (عَلَيْهِ السلام) : 
إغْتَنِمُوا الدُّعاءَ عِنْدَ خَمْسَةِ مَواطِنَ: عِنْدَ قِرائَةِ الْقُرْآنِ، وَ عِنْدَ الاْذانِ، وَ عِنْدَ نُزُولِ الْغَيْثِ، وَ عِنْدَ الْتِقاءِ الصَفَّيْنِ لِلشَّهادَةِ، وَ عِنْدَ دَعْوَةِ الْمَظْلُومِ، فَاِنَّهُ لَيْسَ لَها حِجابٌ دوُنَ الْعَرْشِ.([1]) 
حضرت امير المومنين امام علي (عليه السلام) فرمود:
پنج موقع را براى دعا و حاجت خواستن غنيمت شماريد: 
موقع تلاوت قرآن، موقع اذان، موقع بارش باران، موقع جنگ و جهاد ـ فى سبيل اللّه ـ موقع ناراحتى و آه كشيدن مظلوم. در چنين موقعيت ها مانعى براى استجابت دعا نيست. 
ادامه نوشته

قصه حضرت يونس (ع)

 

نام مبارك حضرت يونس (ع) چهار بار در قرآن مجيد ذكر شده است،[1] به علاوه در چند آيه ديگر، درباره اوصاف و سرگذشت وي بدون ذكر نامش سخن به ميان آمده،[2] و يك سوره قرآن (سوره دهم) به نام اوست.
حضرت يونس(ع) يكي از پيامبران بني اسرائيل است،[3] كه چهار هزار و هفتصد و بيست و هشت سال بعد از هبوط آدم (ع) متولد شد.
نام پدرش «متي» از عالمان و زاهدان وارسته و شاكر بود، به همين جهت خداوند به حضرت داوود (ع) وحي كرد كه همسايه تو در بهشت، متي پدر يونس (ع) است[4] و نام مادرش «تنجيس» بود.[5]
وي از ناحيه پدر از نواده‌هاي حضرت هود (ع) و از ناحيه مادر از بني اسرائيل بود.[6] به خاطر اينكه در شكم ماهي قرار گرفت با لقب «ذوالنون و صاحب الحوت» از او ياد شده. [7]
ابن بابويه گفته است: يونس (ع) را براي آن يونس (ع) گفته‌اند، كه چون بر قومش غضب كرد و از ميان ايشان بيرون رفت، به پروردگار خود انس گرفت، و چون به سوي قوم برگشت مونس ايشان گرديد.[8]
قبر وي هم اكنون در نزديك كوفه، در كنار شط، به نام مرقد يونس معروف است.[9]

ادامه نوشته